الشيخ محمد علي الگرامي القمي
34
حديث لو لا فاطمه ... (فارسى)
نگريست و چنين معنا كرد : اگر جهت وحدت عالم نبود كثرت تحقق نمىيافت . سنخيت علت و معلول اقتضا مىكند كه ميان علت نخستين جهان كه واحد من جميع الجهات مىباشد و هيچ جهت تكثّر در او نيست و ميان معلولات عالم كه متكثرات و مختلفات مىباشند يك « جهت وحدتى » تحقق داشته باشد كه از جهتى ارتباط با وحدت كل و از جهتى تناسب باعالم كثرت داشته باشد و اين امر فقط در عالم نفس متحقق است . « نفس » يك موجود دو لبه مىباشد كه در ذات از عالم ماده و محصول ماده ، و در مقام فعليّت و كمال از عالم تجرد است . و هر نفسى را هم نمىگوييم بلكه نفس كاملى كه متكثرات را تحت نفوذ بگيرد و آن نفس طيّبه پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام است . مرحوم فيض كاشانى براى وساطت خلق و آفرينش عالم ، نفس را به طور مطلق كافى دانسته است لكن به نظر من همانطور كه گفتيم هر نفسى نمىتواند اين همه قدرت را داشته باشد كه اين همه متكثرات را در بگيرد ، به هرحال وساطت در ايجاد ، نيز يك نوع عليّت فاعلى است و اين كار هر موجودى نيست ، بلكه فقط نفوس پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام هستند كه مىتوانند اين مهم را به عهده بگيرند ، شايد مرحوم فيض نيز اصل